|
|
|
|
|
چندی است در دهانه ششم از ضلع غربی سی و سه پل، ترکهایی دیده شده که پیش از این وجود نداشت، کارشناسان، عبور دستگاه حفاری مترو از زیر پایههای پل و تكانهای ناشی از آن را، اصلیترین عامل چنین پدیدهای میدانند. برخی هم بر این باورند که بیتوجهی متولیان میراث فرهنگی کشور، طی سالهای گذشته، سبب بروز این شکافها شده است. به گزارش فرارو؛ چندی است در دهانه ششم از ضلع غربی سی و سه پل، ترکهایی دیده شده که پیش از این وجود نداشت، کارشناسان، عبور دستگاه حفاری مترو از زیر پایههای پل و تكانهای ناشی از آن را، اصلیترین عامل چنین پدیدهای میدانند. برخی هم بر این باورند که بیتوجهی متولیان میراث فرهنگی کشور، طی سالهای گذشته، سبب بروز این شکافها شده است.
|
||
|
|
|
|
|
قانون جنگل رو تا به حال همه ی ما شنیدیم.دیدن جنبه ی وحشی زندگی حیوانات باعث شده که ذات اونها رو تنها در این حالت ببینیم. شاید به خاطر همین جنبه ست که بود و نبودشون فرقی نمی تونه داشته باشه!!!!!!
تصویر زیر پرنده ای را نشان می دهد که برای محافظت فرزندانش بدن کوچکش را مانند یک سد در مقابل آب قرار داده است. او لانه اش را نادانسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی آغاز شده،آب باران خانه و جوجه هایش را تهدید می کند
![]() |
||
|
|
|
|
|
روز جهانی محیط زیست را که امسال با شعار "جنگلها:طبیعتی در خدمت شما" همراست در حالی گرامی می داریم که امسال جنگلهایمان در خدمت آتش بودند و ماهم نظاره گر خدمتشان!!! |
||
|
|
|
|
|
خبر مهاجرت درنای سیبری بعد از یک و نیم سال ،سوژه چند هفته ی پیش بود.سوژه ای که بهانه ای شد که ،به فریدونکنار برویم و گونه ی تا یک ماه قبل منقرض اعلام شده را ببینیم. گونه ای که "شاید" آخرین روزهای زندگی خود را در ایران سپری می کند.دیدن درنا بهانه ای بود،که دست و پنجه نرم کردن سایر گونه ها را با مرگ ببینیم.دامگاه فریدونکنار ،شاید بیشتر به قتلگاه شبیه بود. پراکنش تورهای شکار در سطح منطقه بیشتر به حالت انتقام گیری شبیه بودند. تورهای شکار هر انسانی را به یاد تارهای عنکبوت می انداخت،که حتی مگس هم توان گذر از آنها را نداشت ،چه رسد به پرنده.جالب آنجا بود که هر نوع روش صید و دامی را شنیده بودیم در یک جا دیدیم. ظاهرا درنا فقط بهانه بود. بهانه ای که نه تنها قتلگاه فریدونکنار را ببینیم، بلکه در ساحل بابلسر ،چشممان به سه کاکائی بیفتد، که در حالی که یکی از کاکائی ها مرده بود،دو تای دیگر ،در انتظار و یا آرزوی مرگ بودند. پرندگانی که قربانی چند لحظه لذت شکار شده اند.دیدن تلاش کاکائی با بال شکسته اش که راه دریا را پیش می گرفت، آنقدر فجیع بود که نظر مردمی که در ساحل نشسته بودند را به خود جلب کرد.
نمی دانم کشورمان سالهای آتی هم میزبان درنا خواهد بود یا نه،اما می دانم که از پس هر مهاجرت چشممان با هراسی باید به بازگشت پرندگانی باشد که از آمدن به این خطه چشم پوشیدند.امیدوارم روزی نیاید که برای دیدن هر گونه ای ،کیلومترها برویم و آن فرسنگ ها از ما فاصله داشته باشد.امیدوارم روزی بیاید که دیگر هیچ بهانه ای نداشته باشیم! |
||
|
|
|
|
|
صبح روز پنج شنبه ،قرار به سخنرانی دکتر مخدوم در سالن رشد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان گذاشته شد.انتظار می رفت ، دکتر مخدوم که بعد از 15سال به گرگان آمدند، حرفهای بسیاری برای گفتن و پاسخهای قانع کننده و امیدوار کننده ای برای دوستداران محیط زیست داشته باشند(پاسخهای قانع کننده...بگذریم). از مباحثی که دکتر مخدوم به آن اشاره نمودند،که البته در آغازین روزها ی سرما، بتوان بیشتر به آن توجه کرد،مسئله منابع گازی کشور بود.ایشان در این رابطه بیان نمودند که :"می دانیم ایران مقام دوم منابع گاز در جهان را داراست،اما این در صورتی است،که هنوز بسیاری از روستاهای کشور از نعمت گاز بی بهره اند.پس چطور می توان گفت که کشورمان مقام دوم را در جهان دارد؟(به علاوه در خانه ی بسیاری از شهرنشینان حتی تا چند سال پیش گازکشی نشده بود و همچنین سه سال پیش بسیاری از مردم گلستان و مازندران در سرمای سخت آن سال با قطعی گاز روبرو بودند.)مهمترین علت آن است که بسیاری از اندوخته های گاز تبدیل به منبع نشده اند.بنابراین اندوخته ها را باید شناسایی نمود.باید دید که در کجا قرار دارند.می گویند که گاز پیدا شده ،اما کسی به دنبال آن نرفته است.و در نهایت باید کیفیت آنرا بسنجیم و تحلیل کنیم. همچنین در میان مباحث متفاوتی که بیان شد،بحث روز،یعنی مرگ تدریجی دریاچه ارومیه ،شاید مهمترین بحثی بود که دکتر مخدوم از وضع اسفناک آن صحبت نمودند.حرفهای تاسف باری که اگر آنها را نشنویم جای تعجب دارد. ایشان به زیبایی وطن هر انسانی را همان قلمرو او توصیف نمودند و اینکه همانند هر موجودی که از قلمرو خود محافظت و دفاع می کنند ،وظیفه ی انسان را در قبال وطن خود همان دانستند. در آخر اینکه، امیدوارم روزی بیاید که چهره هایی که از سخنرانی هایی با مذمون محیط زیستی خارج می شوند، "واقعا" خندان باشند. |
||
|
|
|
|
|
چند روز پیش درخت چناری رو توی یکی از خیابونهای گرگان دیدم٬ که نمی دونم چرا دیدن اون برام خیلی جالب بود.هر بار که از کنارش رد می شم٬ هر چند کوچک٬ اما یک احساس امیدوار کننده ای دارم... گاهی به این فکر می کنم که توی بحران محیط زیستی که در جهان و البته ایران وجود داره٬چرا باید با دیدن چنین صحنه ای امیدوار بود؟وجود یک درخت در مقابل نابودی روزانه ی صدها درخت به دست انسان ٬برای پاسخگویی به رفاه طلبی منِ بشر٬چه ارزشی می تونه داشته باشه؟! ونتونستم خودم رو با توجیهی قانع کنم... فقط یاد این قطعه از شعر افتادم که... هر کجا برگی هست شور من می شکفد
|
||
|
|
|
|
|
آدم بدبینی نیستم٬ ولی امیدوارم روزی نیاد که دوباره مجبور بشیم بخاطر بازگشت گونه ی باارزشی که روزگاری متعلق به ما بود٬گونه ی جعلی دیگه ای رو وارد خاک و یا بهتر بگم آبهای کشورمون کنیم.امیدوارم که روزی تیتر خبرمون این نباشه که ماهی خاویاریمون هم منقرض شد! در رابطه با احداث سدها و به دنبال آن تخریب محیط زیست بحث های زیادی شده.دلایل زیست محیطی بسیاری هم به ناکارآمد بودن بسیاری از اونها بیان شده.و حال هم تسریع کاهش گونه ی باارزش... البته طبق گفته آقای پاسندی ٬مدیر کل شیلات استان گلستان٬تنها ایجاد سد عامل کاهش این گونه نیست.دلایلی از جمله احداث پل بر روي رودخانههاي مهم حوضه درياي خزر، تخريب محلهاي تخمريزي طبيعي بر اثر فرسايش حوضههاي آبخيز رودخانهها، آلودگيهاي مختلف در محيطهاي آبي، كامل نبودن قانون حفاظت از منابع آبزيان، صيد بيرويه و غيرمجاز، ناكافي بودن تكثير مصنوعي در کاهش این گونه موثر بوده اند. تولید ماهی خاویار در 20 ساله گذشته ٬حدودا 20درصد کاهش یافته است٬که پیامدهای اقتصادی به همراه خواهد داشت٬چرا که 45 درصد صادرات خاویار دریای خزر مربوط به ایران و استان گلستان بزرگترین مرکز صید ماهیان خاویاری ایران است که باوجود کاهش هرساله استحصال این محصول، 50 درصد خاویار ایران و مرغوب ترین خاویار جهان را تولید می کند.
|
||
|
|
|
|
|
در اوایل دهه 1900 کلود مونت٬شهر لندن را به تصویر کشید.لندن بسیار آلوده تر از حال خود بود٬چرا که مردم برای گرما زغال سنگ می سوزاندند وآسمان شهر هم معمولا بدلیل آلودگی تاریک بود.
در سال 1910 نویسنده ای انگلیسی ٬چنین نوشت:"جهنم شهریست ٬مانند شهر لندن."اما با گذشت یک قرن٬اگر کمی دقت کنیم ٬می بینیم تعداد شهرهای جهنمی بیشتر شده اند. آلودگی که دیگر خاص کلان شهرها در جهان نیستند.چرا که حتی در شهرهای کوچکتر هم گاهی آلودگی هوا احساس می شود.دور از انتظار نیست که چند سال بعد بگوییم:زمین جهنمی!!! اگر چه بسیاری در حال حاضر هم به این قضیه اعتقاد دارند! نمی دونم در این زمینه باید خوشبین باشیم و یا بدبین به آینده ای تاریکتر؟ صد سال دیگر هم با نمایش شهرهای آلوده ی یک قرن پیش٬ از جمله تهران٬پایتخت خودمان٬چه نظری بیان خواهد شد؟تداوم آلودگی و یا ...؟با مقایسه ی تصاویر یک شهر در فاصله ی یک قرن از شهری مانند تهران چه نتیجه گرفته خواهد شد؟در کنار نام تهران آیا از شهر دیگری از ایران هم نام برده خواهد گردید؟چرا که اغلب اوقات در بحث آلودگی هوا تمام افکار به تهران معطوف بوده.شاید روزی حتی شهرهای شمالیمان هم در ردیف شهرهای جهنمی قرار گیرند!!!
؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
||
|
|
|
|
|
می دونم متاسفانه (و متاسفانه) صحبت از رودخانه های آلوده بحثی تکراریه.اما اینها عکسهایی از رودخونه اییه که از داخل یکی از شهرهای شمالی می گذره...و به اصطلاح رودخانه ای شهری محسوب می شه. رودخونه ای که از نقطه ی آغاز تا پایان گذر آن از داخل شهر محل زندگی عده ای از مردم شهره. گرچه عده ی اندکی برای توجیه ریختن زباله های خود در رودخانه جریان آب را بهانه می کنند و اینکه بالاخره آب آنها را با خود می بره.اما به کجا؟...قابل باور نیست.به خلیج زیبای گرگان...
هر بار که این رودخونه رو می بینم یاد مطلبی که در کتابی خونده بودم می افتم. و آن اینکه... رودخانه ی شهری یک رودخانه فراموش شده است که همه گونه زباله در آن سرازیر می شود.طرفه آنکه اجازه می دهیم زیباییهای رودخانه های شهری از بین برود و در عین حال در تعطیلات آخر هفته مسافتهای دور را به قصد دیدن رودخانه های آزاد و بدون آلودگی طی می کنیم!
|
||
|
|
|
|
|
گاهی ما آدمها دنبال بهوونه ایم.بهونه ای که با هم بخندیم،بهونه ای که حتی حال همدیگرو بگیریم،بهونه ای که به یاد هم باشیم و بهونه ای که با هم باشیم. و گاهی هم بهونه ای که یاد گذشتگانمون رو زنده کنیم،و با بهونه ای در روز ولادت و یا در گذشت آنها،نامشون رو گرامی بداریم و نذاریم نامشون توی صفحات تاریخ کهنه بشه و خاک بخوره.
اما گاهی به دنبال بهونه ای هستیم که کمی به دور و برمون نگاهی بندازیم. صفحات تاریخ رو ورق می زنیم،تا به این بهونه،تاریخ کهن و غنیمون رو با حالمون گره بزنیم.ناگهان چشممون می خوره به سرگذشتی که می توونه همون بهونه ای باشه که بهونش رو می گرفتیم. روز تیرگان ،یا همان 13 تیر ماه روزی که آرش، کمانگیر افسانه ای ایرانمان، بر قله دماوند می ایسته و کمان به دست می گیره و خواست با تمام قوا مرز ایران رو مشخص کنه و پس از فرود اومدن تیرش درجیحون و تثبیت مرز ایران با توران و عظمت بخشیدن به وطنش ، خودش نابود و نامش جاویدان می شود. از پس روزگار، به همین بهونه، 13 تیر ماه،" روز دماوند" نامیده شد. تا یادمون باشه، کوه هر اندازه هم محکم و استوار باشه،در زیر پای بشری بی حسابگر لگد مال خواهد شد و جزتلی از خاک از آن باقی نخواهد ماند.
|
||
|
|
|
|
|
نمی دونم با چیدن شنیده ها در کنار هم می شه امیدوار بود که باغ تحقیقات کشاورزی و تپه هزار پیچ گرگان همچنان به حیات خودشون ادامه بدن؟ آقای چراغعلی عضو شورای شهر گرگان اینطور بیان نمودند که :« "شنیده ها " حاکی از آن است که باغ مرکز تحقیقات کشاورزی و تپه هزار پیچ باقی خواهد ماند ....... بدنبال تصمیمات اخیر مسئولین استان گلستان و اعضای شورای شهر گرگان در خصوص تبدیل باغ مرکز تحقیقات کشاورزی برای ساخت مسکن مهر و تغییر کاربری تپه هزار پیچ برای ساخت و ساز مسکونی و اطلاع رسانی و پیگیری های صورت گرفته در این خصوص ....، در طی چند روز گذشته خبر های غیر رسمی ولی جالب ، از منابع مختلف شنیده شده است که همگی حکایت از تجدید نظر مدیران در این خصوص دارد.» اما در این بین با توجه به گفته ی آقای داورزنی مسئول مسکن مهر گرگان که مشاور انتخاب شده و نقشه ها در حال تایید هستند،آیا باز هم می توان به بقای باغ تحقیقات امیدوار بود؟ این بار قرعه به نام مکان دیگه ای افتاده که همانند دیگر مناطق سرسبز و زیبای ما همواره در حاشیه ی امنیت قرار داشتند.گویا نباید چشمانمان به دیدن زیبایی ها چندان عادت کنند. اما خیلی خوشحالم که در مقابل این مسئله،قلم طبیعت دوستان مانند همیشه پاسخ و اعتراض خود را به گوش مسئولان رساندند،و به گفته ی آقای چراغعلی اینگونه اطلاع رسانی در گرگان بی نظیر است. اگرچه می دونم این اعتراضات باید به گوش عامه مردم هم برسه تا بدانند به ازای مسکنشان چه نعمت با ارزشی را از دست می دهند.مسکنی که می شه با اعمال کارشناسی در مکان مناسبتری بنا بشه،یه جای دیگه ای رو زمین خدا.اما جالبه که زمین خدایی همیشه مظلومه،که صاحب بشری نداره!!! و یا شاید... |
||
|
|
|
|
|
امروز در سایت ایرن خبری رو خواندم که احتمالا شما هم این خبر رو شنیدید.این خبر رو زمانی می شنویم که حدودا دو هفته ی دیگر روز جهانی محیط زیست است و در عوض محیط زیست ایران باید در انتظار شوک بزرگی باشد. مناطق حفاظت شده به بخش خصوصي واگذار مي شود !!! محمد باقر صدوق معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان محیط زیست گفت: براساس اصل 44 قانوني اساسي قرار است برخي مناطق حفاظت شده به بخش خصوصي واگذار شود.
وی در حاشيه نشست خبري اخير خود با ابراز نگراني از اين طرح گفت: متأسفانه معمولا اجراي طرح هاي خصوصي سازي در کشور با موفقيت چنداني رو برو نبوده و اين مسئله ما را براي قبول آن نگران کرده است. |
||
|
|
|
|
|
امروز چند عکس از دریاچه ها ی Plitvice در کرواسی دیدم .مکانی که در محاصره ی سه کوه قرار داره.مناطقی زیبا با جاذبه ی توریستی... اما هدف من به نمایش گذاشتن زیبایی طبیعت کشوری دیگه نیست.بلکه می خواستم بگم که تمام این زیبایی ها در کشور خودمون هم قرار داره.نمونه ی این دریاچه ها و یا آبشارها در کشورمون فراوونه.اما شکل به نمایش گذاشتن اونها چندان باب طبع توریست هایی نیست که قراره روزی ازشون دیدن کنن .عکس هایی که از این دریاچه ها گرفته شده نه تنها زیبایی اون طبیعت رو حفظ کرده بلکه زیبایی اونو چند برابر کرده.ولی عکس هایی که از مناظر در ایران داریم اغلب(نه همه) چندان حرفه ای نیستن و عکس هایی ساده و بی کیفیت از مناظری مثل آبشار گرفته می شه.عکس ها باید به اندازه ای با کیفیت باشند و البته در اختیار مردم قرار بگیرن که حتی کسانی که چندان از مسائل زیست محیطی اطلاع ندارن با خاطری که از عکس های باکیفیت و زیبا داشتند با شنیدن خبر خطر نابودی این مناطق حداقل افسوسی بخورندو حرکت حامیان محیط زیست رو بی اساس ندونن.شاید این هم راهی باشه برای فرهنگ سازی در کشورمون...
ادامه ی تصاویر در ادامه ی مطلب...
ادامه مطلب |
||